قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1461
تاريخ الفي ( فارسى )
القصّه ، هرچند مأمون مبالغه مىكرد امام ، عليه السّلام ، ابا و استغفار مىنمود . آخر الأمر ، مأمون گفت : يابن رسول اللّه ، چون اين امر را قبول نمىنمايى ولايتعهدى را البته قبول بايد نمود . امام ، عليه السّلام ، اين را نيز قبول نمىكرد تا آنكه مأمون شروع در تهديد كرده قصّهء شورى در ميان آورد و گفت : عمر خطّاب جدّ تو علىّ بن أبى طالب را در شورى داخل گردانيد و گفت هركه از اين امر سركشى كند گردن او بزنيد . بنابراين ، امام رضا ، عليه السّلام ، قبول آن نموده « 1 » و مأمون فرمود تا مردم لباس سياهپوشى را ، كه لباس عباسيان بود ، بر طرف سازند و رايات و اعلام سبز كردند . روز ديگر ، مأمون مجلس راست كرد و جهت امام رضا ، عليه السّلام ، پهلوى خود جايى ترتيب داد و امام رضا با لباس سبز متقلّد به سيف در آنجا قرار گرفت و مأمون فرمود تا اوّل پسرش ، عباس بن مأمون ، آمد و با امام رضا ، عليه السّلام ، بيعت كرد . بعد از آن ، طبقات خلايق فوجى بعد از فوجى به بيعت آن حضرت مشرّف مىشدند و مأمون به قدر حال هريك را جايزه مىداد . « 2 » و از مداينى ، كه از محبّان صميمى اهل بيت ، صلّى اللّه عليه و آله است ، منقول است كه يكى از خواص امام رضا ، عليه السّلام ، مىگفت كه در وقتى كه مأمون از مردم جهت امام رضا بيعت مىگرفت و علمهاى سبز بر سر آن حضرت بازداشته بودند من از خوشحالى در پيراهن نمىگنجيدم و با خود مىگفتم كه الحمد للّه و المنّه كه آخر الأمر ، منصب خلافت در مركز خود قرار گرفت ، كه به يك ناگاه امام به جانب من نگاه كرد و آثار خوشحالى و سرور من مشاهده فرمود . پس مرا پيش طلبيد و آهسته با من گفت : بسيار خوشحال مباش كه اين امر تمام مىشود . القصّه ، مأمون فرمود تا به اطراف و جوانب بلاد اسلام فرامين نوشتند كه مردم به بيعت امام رضا ، عليه السّلام ، درآيند . و در جميع بلاد حكم شد كه رايات را سبز كنند . پس مجموع سكّان بلاد و امصار از روى انبساط خاطر به فرمان مأمون به بيعت آن حضرت درآمدند غير از جمعى از بنى عباس كه در بغداد استيلا داشتند ، كه ايشان چون اين خبر شنيدند بر مأمون لعنت كردند و گفتند كه او از صلب رشيد نيست . اگر او فرزند او بودى بايستى كه خلافت از خاندان
--> ( 1 ) . جهت مطالعهء متن پيماننامهء ولايتعهدى امام رضا ( ع ) به خط مأمون و آن حضرت ؛ - كشف الغمّه ، ص 277 ؛ مجلسى ، بحار الأنوار ، ج 11 . ( 2 ) . مأمون مىخواست از خلال اعطاى ولايتعهدى به امام ( ع ) در آن واحد به چند هدف دست يابد : الف - محاصرهء امام ( ع ) و زير نظر گرفتن رفتوآمد وى و دور ساختن آن حضرت از پايگاههاى مردمى . ب - كاشتن تخم شك و ترديد در راه رهبرى اهل بيت ( ع ) كه مردم با خود بگويند مخالفت امام ( ع ) با خواستههاى مأمون و پذيرفتن ولايتعهدى چگونه باهم مىخواند . ج - زير نظر داشتن حركات شورشى و كوشش در جلب عواطف علويان .